عماد الدين حسن بن علي الطبري

145

كامل بهائى ( فارسي )

* ( حديث دوازدهم ) * گويند كه رسول گفت « ان الشيطان يفر من ظل عمر » « 1 » . الجواب ، ايشان گويند كه شيطان وسوسهء آدم كرد چنان كه در قرآن وارد است فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطانُ الخ ( طه 117 ) و وسوسهء موسى كرد كه : هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ ( قصص 14 ) و اگر ايوب بود گفت : أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ ( ص 40 ) و ايشان گويند هيچ رسولى نبود الّا او را وسوسهء شيطان بودى : وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ ( حج 51 ) و ما نفرستاديم از پيش تو هيچ رسولى و هيچ پيغمبرى مگر آن كه هرگاه آرزوى كرد انداخت شيطان وسوسهء خود را در خواهش او و گويند محمد صلّى اللّه عليه و آله در مسجد الحرام نماز مىكرد به جماعت و مشركان حاضر بودند و رسول سورهء و النجم مىخواند تا بدين آية رسيد : وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى ( 20 ) شيطان القا كرد به وى « تلك الغرانيق العلى و ان شفاعتهن لترجى » مشركان چون اين كلمات بشنيدند خرم شدند و گفتند محمد تعظيم بتان ما كرد و اثبات شفاعت ايشان نمود و رسول از اين الفاظ بغايت حزين شد و برنجيد حق تعالى اين آية فرستاد « و ما ارسلنا من قبلك من رسول و لا نبى الخ » « 2 » . عجب كه بر جمله انبياء وسوسهء شيطان روا دارند با آنكه ايشان هرگز بت نپرستيدند و عمر چند سال بت‌پرست بود و مشرك شيطان از او مىگريخت و اگر به حقيقت درنگرند اين حديث نقصان حال عمر است زيرا كه به افواه گويند فلان بحيثيتى چنان است كه ديو از وى بگريزد يعنى او ديوتر است . * ( حديث سيزدهم ) * گويند رسول فرمود : وضعت فى كفة الميزان ، و وضعت امتى فى اخرى فرجحت ثم وضع مكانى ابا بكر ، فرجح بهم ، ثم وضع عمر ، فرجح بهم ، ثم رفع الميزان « 3 » . يعنى مرا در كفهء ترازو نهند و امت مرا در كفهء ديگر پس من زياده شوم پس بنهند در جاى من ابو بكر را

--> ( 1 ) - اسرار الامامة 401 به نقل سنن ترمذى 5 / 284 و رياض النضرة 1 / 208 ( 2 ) - در مورد اقوال اهل سنت راجع به عصمت انبياء به كتب كلامى ايشان مراجعه شود و در مورد افسانهء غرانيق به تاريخ طبرى و تفسير طبرى و در المنثور سيوطى و . . . مراجعه شود . ( 3 ) - بحار الانوار 49 / 195 بنقل از عيون الاخبار صدوق و الغدير 5 / 394 با كمى تفاوت